تبليغاتX
قاب کوچک

بنام خدا

سلام عموی عزیزم

شنیدم حال سید خانم،مادر مهربونتون بهتره... :)

خدا رو شکر...انشاءالله همیشه سلامت باشن.همچنین شما

چند باری سعی داشتم واژه های ادبی رو کنار هم بچینم!اما دیدم خیلی وقته یه گپ خودمونی نزدم باهاتون! :)

هوای امروز ابری بود.روزای ابری رو دوست ندارم...دلگیره.بالاخره بعد از اونهمه گرفتگی آسمون،بارون بارید.چند دقیقه بعد از بند اومدن بارون،کلیپ "دون دون بارون" پخش شد که من موقع باریدن بارون زمزمه می کردم!

این روزها وقتی کلیپ هاتون رو که شبکه ی دو،بارها پخش می کنه نگاه می کنم،انرژی می گیرم.در آخر هر کلیپ هم با پیام "سریال جدید عموپورنگ به زودی از گروه کودک و خردسال شبکه ی دو" کلی ذوق می کنم :))) تقریبا تایم پخششون هم دستم اومده!

بچه ها،زمان پخش؛قبل از اخبار جوانه ها-بعد از برنامه ی مل مل

با اینکه این نماهنگ ها رو بارها دیدم،اما تماشای اونها بعد از مدت ها،برای شخصِ من لذت بخشه

 

...مراقب خودتون باشید...

در پناه حق
 

::پـاورقــی::زندگی باور می خواهد،آن هم از جنس امید...که اگر سختی راه به تو سیلی زد،یک امید قلبی به تو بگوید که خدا هست هنوز...

::پـاورقــی/۲۰ اردی بهشت::فردا سید خانم(مادرِ عمو) دوباره بستری میشن.../یه کار دسته جمعیِ قشنگ برای شفای ایشون؛کلیک کنید

*لینک مطلب*تاریخ: سه شنبه 19 اردیبهشت1391| نویسنده: مبینا |موضوع:بی بهونه ها|

بنام خدا

 

خیلی وقت است به ماه تکیه نزده ..خیلی وقت است سراغش نرفته ام!

آری...من نردبانم را گم کرده بودم

یادت هست؟

وقتی خواستم به مهمانی دنیا بیایم در گوشم چه گفتی؟

"از قلب کوچکت تا من یک راه مستقیم است،اگر گم شدی از این راه بیا..."

دیگر نمی خواهم پله پله بیایم....میخواهم از فرش تا عرشت را اوج بگیرم!

امشب،

دلم بغض آلود بود...حس کردمت....

 

/مبینا-۱۵ اردیبهشت/


پاورقی: باران سحر عزیزم،از طرف خودم و ساجده(Rosily) تولدت رو تبریک می گمهمیشه سلامت باشی.

پاورقی:يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ وَذِكْرُهُ شِفاَّءٌ .../الهم صلی علی محمد و آل محمد/

*لینک مطلب*تاریخ: جمعه 15 اردیبهشت1391| نویسنده: مبینا |موضوع:دل گویه ها / قلمِ دل|